تبليغاتX
فردوس
من ملك بودم و فردوس برين جايم بود...


تقدیم به کشته شدگان حوادث اخیر...

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم خرداد 1388ساعت 3:34  توسط رها  | 

یادته اولای انقلاب همینا ریختن تو خیابونا و گیس خواهرای من رو بریدن؟کراواتا رو قیچی کردن؟مردم رو اذیت کردن؟یادته چقد عصبانی شدی؟گفتی همه ی این کارا رو تموم کنن و هر کی به این رفتارهای متوحشانه ادامه بده رو دستگیر کنن؟یادته چقد به اسم دین همه کار کردن؟خودت بودی و نذاشتی ادامه بدن.اما حالا چی؟الان کجایی بیایی ببینی که با موتور روی تن خواهر من رد میشن و زیر ضرب باتوم بیهوشش می کنن؟کجایی ببینی وارد حریم مقدس دانشگاه میشن و با تفنگ چشم دوستای من رو کور می کنن؟مگه دینمون نگفته کسی که در راه علم میمیره شهیده؟مگه این اوج ارزش دانشگاه و دانشجو رو نمی رسونه؟پس چرا وارد کتابخونه شدن و دوست من رو که داشت درس می خوند رو بدون دلیل با مشت و لگد بردن؟کجایی ببینی براشون دختر و پسر و پیر و جوون فرقی نداره؟به بچه ی کوچیکی که دست توی دست مادرش اومده خرید هم رحم نمی کنن!

نگو اگه بودی درستش میکردی که خودت هم میدونی اگه بودی دیگه خمینی نبودی!

اینجا تنها جاییه که من حرف میزنم.پس تو هم گوش کن.شاید آروم شم.خدا کنه زود این ماجراها تموم شه که اصلا دوست ندارم راجب این چیزا بنویسم.بدون که کارد به استخونم رسید.

راستی اگه اشتباه نکنم اتهام من تبلیغ علیه نظامه.اما خداییش من علیه نظام تبلیغ کردم یا اینا؟







+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388ساعت 17:14  توسط رها  | 



چه کسی منکر آن است که میلیون ها نفر برای تشییع پیکر او به بهشت زهرا آمد؟ پیرمردی از جنس مردم  که همه او را دوست داشتند!رهبری که به مردم زجر کشیده ،به مردمی که سالیان سال غرورشان  زیر یوغ استعمار له شده بود جرات نفس کشیدن داد!جرات داد تا بگویند ما می توانیم!

خمینی کسی بود که برای رای مردم بیشترین ارزش را قائل بود و آنان را حاکم بر سرنوشت خودشان می دانست.با اینکه نتیجه ی همه پرسی از پیش روشن بود اما نظام را به رفراندوم گذاشت.این به معنی اوج احترام به رای مردن، فارغ ار آنکه نظر آنها موافق یا مخالف اعتقاداتش باشد.

خمینی! کاش عمر پدر بزرگ مرا داشتی! دوست داشتم بدانم اگر بودی مملکت در چه شرایطی بود!آیا من هم جزو کسانی بودم که برای تشییع پیکرت به بهشت زهرا می آمدم؟آیا هنوز هم خمینی بودی؟

کاش بودی....

روحت شاد!


+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم خرداد 1388ساعت 15:41  توسط رها  | 

 

چندي است به تشويش، با چيستي خويش

 

در چون و چراييم، يا ضامن آهو!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم خرداد 1388ساعت 14:8  توسط رها  | 

 

پس از مرگ، مرگ است كه فاتح جهان است...

بي مرگ چگونه توان دوام كرد....

 

+ نوشته شده در  جمعه هشتم خرداد 1388ساعت 21:32  توسط رها  |